چهارشنبه ۴ آبان ۱۴۰۱ - 13:52 - نگین شیراز -
گاهی میرم جلوی آینه، یا حتی نه، جلوی آینه هم نه، همینطور که روی مبل نشستم و هندزفری توی گوشمه، در حالیکه سرمو به پشتی مبل تکیه دادم و به موزیک آرامبخش بی کلام گوش میدم، از خودم تشکر میکنم.
* نگین جان مرسی که کتاب میخونی. مرسی که بیشتر از قبل کتاب میخونی.
* نگین جان مرسی که سعی میکنی حتی الامکان کتابهات رو از دستفروش بخری و یه ذره کمک به حالشون باشی.
* نگین جان مرسی که به سلامتیت اهمیت میدی و ورزش رو جدی میگیری.
* نگین جان مرسی که حواست به مصرف آب هست و در این مورد بشدت صرفه جویی میکنی. مرسی که این جمله دکتر کردوانیِ فقید همیشه تو گوشت زنگ میزنه که: "آب کم نیست، آب نیست".
* نگین جان مرسی که حتی یه استخون مرغ یا باقیمونده غذا رو دور نمیندازی و جمع میکنی برای سگهای بیابونی.
* نگین جان مرسی که اگه کسی حال دلت رو بد کنه، ازش کینه به دل نمیگیری و سعی میکنی فراموش کنی، بازم باهاش مهربونی کنی و حالشو خوب کنی.
* نگین جان مرسی که خودت رو بابت اشتباهات زندگیت مدام سرزنش نمیکنی و خودت رو میبخشی و میگذری. مرسی که سخت معتقدی: let by gone be by gone
* نگین جان مرسی که وقتی میری خرید، از خونه پلاستیک میبری و پلاستیک اضافی به طبیعت اضافه نمیکنی. مرسی که وقتی خرید سوپری داری، با خودت کیسه پارچه ای میبری.
* نگین جان مرسی که هرچقدر هم بیحوصله باشی پای درد دل همه میشینی و صبورانه گوش میدی و سعی میکنی در حد فهم و درک خودت بهش راهکار بدی، یا لااقل تسلای خاطرش باشی.
* نگین جان مرسی که به کودک درونت احترام میذاری و گاهی اجازه روروئک سواری بهش میدی. گاهی اجازه میدی یه آبنبات قرمز دور لبات رو رنگی کنه و فقط به لذت خوردن اون آبنبات فکر میکنی.
* نگین جان مرسی که حتی یه شیت خالی قرص رو توی زباله نمیندازی و زحمت رفتن تا تراس و رسیدن به مخزن بازیافت رو به خودت هموار میکنی تا زباله های خشک و تر رو تفکیک کنی.
* نگین جان مرسی که گاهی صبحانه نون خالی با چایی میخوری که شاید شااااید بتونی یه ذره حس کنی اونی که توان خرید یه قالب پنیر هم نداره چه حالی داره.
* نگین جان مرسی که مواد بازیافتی رو جمع میکنی و گاهی آخر شبها که میری بیرون به سرت هوایی بخوره، به زباله گردها میدی و اگه توانت اجازه بده یه اسکناس کوچولو هم روش میذاری.
* نگین جان مرسی که آب و سبزیجات زیاد میخوری.
* نگین جان مرسی که سعی میکنی برای عزیزانت با صدای بلند کتاب بخونی، آواز بخونی، قصه بگی و حالشون رو خوب کنی.
* نگین جان مرسی که بچه هایی بزرگ کردی که چیزی جز مهربونی و معرفت و ادب و انسانیت در وجودشون نیست.
* نگین جان بابت این آخری خیلی مرسی!
* خوب شاید با خودتون فکر کنید عجب نارسیسیستی بود این نگین بانو و ما خبر نداشتیم! یا بقول شمالی های عزیز: من منو قربان!
باشه آقا! شما اینطوری فکر کنین. (که البته میدونیم نمیکنین) ولی باور کنین بعضی وقتها لازمه آدم از خودش تشکر کنه. نه اینکه من آدم کاملی باشم. نه اصلاً. کی کامله که من دوّمیش باشم؟ ولی گاهی روی نقاط قوت خودم زوم میکنم که بیشتر بهشون بپردازم. گاهی به این حال خوب نیاز دارم.
پیشنهاد میکنم شما هم گاهی این کارو انجام بدین. اینقدر حس خوبیه که نگم براتون!
اینم تقدیم به شما و کودک درونتون.