دیشب خواب میدیدم دارم تو بازار تجریش تهران قدم میزنم و چه حال خوشی داشتم .. یهو دیدم لابلای جمعیت، یه پسربچه ده دوازده ساله در حالیکه دو تا فنجون توی دستش داره، بسرعت داره به سمت یه ساختمون قدیمی میدوئه .. دقت کردم دیدم توی یکی از فنجون ها چای هست و اون یکی قهوه.. با صدای بلند صداش زدم و بهش گفتم: پسر جان کمی یواشتر برو اینا میریزه ها .. برگشت بهم گفت: تو میبری برام؟ گفتم: آره میبرم، ولی کجا ببرم؟ واسه کی ببرم؟ ... با دست به همون ساختمون قدیمی اشاره کرد و گفت: اونجا، طبقه بالا .. بعد فنجون ها رو داد دستم و با سرعت دوید و لابلای جمعیت گم شد .. من همونطور فنجان به دست! به سمت ساختمون قدیمی رفتم و دیدم یه در چوبی رنگ و رو رفته و یه راه پله باریک با پله های سنگی با شیب زیاد، جلوی رومه .. همونطور که مراقب بودم محتویات فنجون ها نریزه، از پله ها بالا رفتم و به یک راهرو باریک رسیدم که انتهای سمت راست راهرو یه اتاق بود .. در اتاق باز بود و دم در یه آقایی ایستاده بود که در همون نگاه اول شناختمش.. هستیمز بود .. معاون هرکول پوآرو !! حرفی نزد اما با دست به سمت اتاق اشاره کرد که یعنی فنجون ها رو ببرم توی اتاق .. منم با لبخند وارد اتاق شدم و دیدم به به! هرکول پوآرو با همون کت و شلوار و جلیقه و کراوات همیشگی روی صندلی پشت میز نشسته .. با همون سبیل های تابدار سر بالا .. به محض اینکه دیدمش کلّی ذوق زده شدم! با خوشرویی سلام کردم و همونطور که فنجون ها رو روی میز میذاشتم گفتم : مونامی!! (حالا اصلا معنی مونامی رو نمیدونما، ولی میدونم که تکیه کلام پوآرو بود) .. آره خلاصه، گفتم: مونامی، اینا تقدیم به هرکول پوآرو ، قهرمان اول قصه های بانو آگاتا کریستی .. هرکول پوآرو لبخند زنان گفت: مغسی !! منم تو دلم گفتم خواهش میکنم! و کلی از اینکه میدونستم ایشون کیه و تونسته بودم پز اطلاعاتم رو به ایشون بدم به خودم بالیدم!! فنجون ها رو که گذاشتم روی میز، داشتم از در میومدم بیرون که صدام زد: مونامی! شما زن زیبایی هستین، ولی مراقب شلوغی خیابون باشین ... منم خندیدم و گفتم: شما لطف دارین مونامی!! چشم ...
بقول بعضیا: چوب بشم اگه خوابم رو یه کلمه این ور اون ور نوشته باشم!! یعنی صبح که بیدار شدم خوابم اینقدر ملموس و واضح بود که زانوهام از بالا رفتن اونهمه پلّه درد میکرد![]()
دارم فکر میکنم که اگه قرنطینه طولانی بشه، دیگه کیا میان به خوابم ![]()
از متفاوت بودن نترس!