میگم هیچ دقت کردین؟
به اینکه وقتی آدم یک اسمی رو میشنوه (بی اونکه طرف رو بشناسه یا دیده باشه) یه تصوّری از اون اسم به ذهنش میاد؟
مثلا وقتی آدم اسم ارسلان میشنوه، ناخودآگاه یه آقا پسر بیست و هفت هشت ساله در ذهنش مجسم میشه با قد بلند، چهارشونه، چشم و ابرو مشکی و موهای پرپشت مشکی که هفته ای سه روز میره باشگاه، روزی هشت تا سفیده تخم مرغ میخوره و اوقات بیکاری تو اتاقش گیتار میزنه و اینستاگرامش رو چک میکنه![]()
یا مثلا وقتی اسم عالمتاج میشنوه، یه بانوی قد بلند و ظریف به ذهنش میاد با موهای جوگندمی که خیلی مرتب بالای سرش جمع کرده، پوست روشن و چشمهای عسلی و ابروهای کمونی باریک داره، ناخنهای دستش کمی بلنده و مرتب و سوهان زده ست اما لاک نداره .. یه رینگ طلایی ساده به انگشت انگشتریشه و یه ساعت سیتی زن قدیمی با بند چرم قهوه ای هم به مچ دستش بسته .. اوقات فراغتش رو به تماشای آلبومهای قدیمی میگذرونه یا به گردگیری قاب عکسهایی که روی شومینه و پاتختی کنار تختش چیده.. عصرها میره تو حیاط خونه قدیمیش و به گلهای باغچه آب میده و مرغ سحر ناله سر کن رو زیر لب زمزمه میکنه...
وقتی آدم اسم جعفر میشنوه، بی اختیار تصور یک مرد با قد متوسط و یه شکم بزررررررگ به نظرش میاد که یه زیر شلواری راه راه و یه رکابی سوراخ سوراخ!! پوشیده ، سرش کم موئه و صورتش رو هم دو سه روزه اصلاح نکرده!! روی پتویی که کنار اتاق دولا پهن شده لم داده به پشتی ترکمن پشت سرش و یه زیر سیگاری چینی گل سرخی پر از ته سیگار جلوشه و یه استکان چای نیم خورده توی سینی با یه قندون استیل هم کنارش![]()
وقتی اسم شراره میشنویم ناخودآگاه یه دختر جوان پر شر و شور به ذهنمون میاد که موهای مشکی و بلند داره و چشمهای درشت و برّاق .. همش در حال خنده و شوخی و جنب و جوشه، صداش کمی جیغ جیغوئه و کلاً ته ِ (!) یک جا نشستن نداره .. مدام گوشی دستشه و در حال حرف زدن و خندیدن با دوستاشه و فقط وقتی گوشی رو میذاره زمین که در حد هسته مرکزی کره زمین داغ شده باشه![]()
اسم محسن که میشنویم یه پسر هفده هجده ساله لاغر اندام به ذهنمون میاد که یه پیرهن ساده کرمی مردونه پوشیده با یه شلوار مشکی پارچه ای و کفش کتونی، شخصیت آروم و ساکتی داره و معمولا سرش تو کتابه.. همش هم تو صف نونه طفلکی، چون برادرش ارسلان هیچوقت حاضر نمیشه بره تو صف نون ![]()
لب دریا که نمیتونیم بریم اما لب دریا که میتونیم گوش کنیم![]()
از متفاوت بودن نترس!