* بعضی ها متوجّه منظور آدم نمیشن، بعضی ها "ترجیح میدن" که متوجّه منظور آدم نشن. این گروه دوم حال منو به هم میزنن. بدجوری ...
* تنهایی صد شرف داره به بودن در جمعی که هیچ جوره باهاشون جور نیستی و تازه اذیّت هم میشی. تنهایی چیز خوبی نیست ولی وقتی ترجیحش بدی به حضور در چنین جمع هایی، میشه بهترین رفیقت. چقدر از این تنهایی خودخواسته لذت میبرم این روزها ...
* من وقتی فکرم درگیر مسئله ای باشه، یا بهتر بگم، چیزی منو آزار بده، زیاد راه میرم. راه رفتن حالمو خوب میکنه. این روزها چقدررر راه میرم ...
* نوشتن برای من یه نیازه. خونده بشم یا نه، من به این نوشتن احتیاج دارم. بقول قدیمیا: واجب تر از نون شب...
* " سلام من به تو یار قدیمی" ... یادش بخیر، چقدر یه زمانی این آهنگ رو دوست داشتم ...
* یه وقت هایی که فرصت کنم، میرم آرشیو وبلاگم، کامنت دوستان قدیمی رو میخونم. گاهی لبخند میزنم و گاهی دلم میگیره. امیدوارم همه شون هر کجا که هستن تنشون سلامت باشه و دلشون خوش. و دعا میکنم هیچکدوم از من رنجشی به دل نداشته باشن ...
* دو تا کار خوب شروع کردم. یکی خوندن شاهنامه با معنی و تفسیر، یکی هم ترجمه داستان های کوتاه انگلیسی. هر چقدر هم ناشیانه باشه ( که هست) بازم برام ارزشمنده چون خودم انجامش دادم ...
* اگه بازم اینترنت قطع بشه مهم نیست، من همیشه توی ذهنم دارم وبلاگ مینویسم. بخصوص وقتی دارم راه میرم. وبلاگ برای من جای دوست داشتنی و امنیه ...
* توی انیمیشن سیندرلا یه جمله زیبا میگفت: اونا شاید بتونن همه چی رو از من بگیرن، اما رؤیاهام رو نمیتونن ...
انسان گرگِ انسان است.