روحش شاد مادرم تعریف میکرد:
دوران ابتدایی دو تا همکلاسی داشتم که اسم هردوشون ایران بود و فامیل هردوشون منافی. یعنی دو تا ایران منافی تو کلاس داشتیم. یکی از منافی ها پوست روشنی داشت و اون دیگری پوستی تیره. خانم معلم برای اینکه این دو تا با هم اشتباه نشن، اسم یکیشون رو گذاشته بود آق منافی (منافی سفید) و اون دیگری رو قره منافی (منافی سیاه). معلم وقتی میخواست یکیشون رو صدا بزنه پای تخته سیاه، میگفت: منافی. بچه ها همه با هم میگفتن: خانیم هانچی منافی؟ (خانم کدوم منافی؟)
* داشتم عنوان کتاب رو از روی تصویر میخوندم: زندگی نامه خودنوشت داروین. خوندم: زندگی نامه خورشت داروین!!!
حالا یه سوال: به نظرتون چاشنی خورشت داروین آبغوره باشه بهتره یا لیمو عمانی؟!
این قشنگه: همه کس ِ زندگیمه ..
اینم قشنگه: شنقلی نانای ..
از متفاوت بودن نترس!