شاپسر که الهی مادرش دورش بگرده
فردا کنکور داره. برای قبولیش تفألی به دیوان خواجه زدم، این غزل اومد:
مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد .. هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد
براش تو واتساپ فرستادم. زیرش هم نوشتم: علی، ببین خواجه در مورد قبولیت چی میگه![]()
بعد دوباره تفأل زدم برای شاهد غزل، وجداناً از این بهتر نمیشد:
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد ... که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
براش فرستادم و زیرش نوشتم: علی جان اینم شاهد غزل، دیگه ببینم چه میکنیا ![]()
بدجنس برداشته برام نوشته: مامان راجع به شبکه های کامپیوتری چیزی توش نمیبینم![]()
براش نوشتم: بی سوادی دیگه
اگه با صنعت ایهام آشنا بودی میدونستی که سبا مخفّف سازمان برنامه نویسی ایرانه
برو دو زار معلوماتت رو ببر بالا بچّه!! ![]()
پ.ن: بچه ها براش دعا میکنین لطفاً؟ خوب براش دعا کنین لطفاً![]()
اینو گوش بدین، خیلی شاده. خوب، شنیدین؟ شاد شدین؟ حالا واسه همه جوونها و شاپسر منم دعا کنین لطفاً ![]()
از متفاوت بودن نترس!