پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱ - 14:17 - نگین شیراز -
شخصی پیش قاضی آمد و بر کسی دعوی کرد، قاضی از او گواه طلبید، مدّعی هزّالی را بگواهی آورد.
قاضی ازو پرسید که هیچ مسئله میدانی؟ گفت: آنقدر که شرح نتوان کرد![]()
پرسید که قرآن میدانی؟ گفت: به دَه قرائت![]()
پرسید که هرگز مرده شوئی کرده ای؟ گفت: آن خود هنر آباء و اجداد منست
پرسید که چون مرده را بشوئی و کفن کنی و در تابوت نهی چه میگویی؟
گفت: گویم خوش مر ترا که بمردی و جان بسلامت بردی تا ترا پیش قاضی نباید شد و گواهی نباید داد ![]()
پ.ن: شکلک ها در لطائف الطوائف نبود! هنر نگین بانوئه![]()
از متفاوت بودن نترس!