دوستان قدیمی میدونن (الان دوستان جدید هم آگاه شدن
) که یکی از علاقمندی های من، حل کردن جدوله. و معمولاً کنار صفحات جدول، یکی دو خط روزنوشت یادگاری مینویسم.
مثلاً :
* تاریخ خرید جدول (این رو معمولا همون صفحه اول مینویسم) : هشتم خرداد هزار و چهارصد و یک. چهارراه پارامونت. همراه دختر نازنینم![]()
*پنجشنبه پانزدهم دی ماه هزار و چهارصد و یک. ساعت شش صبح. باران قشنگی میبارد. همه خواب و من بیدار. دارم آش رشته با نان میخورم. نوش جانم!
* پنجشنبه پانزدهم دی ماه هزار و چهارصد و یک. ساعت ده شب. عصر رفتیم خرید. تخمه و آجیل هندی و چیپس و پفک خریدیم. برنج هم خریدیم. برنج کیلو هفتاد و پنج هزار تومان. یا خداااااا !!!
*جمعه شانزدهم دی ماه هزار و چهارصد و یک. ساعت دوازده ظهر. هوا ابر و آفتاب است. بابا اینجاست. نیم ساعت تردمیل کار کردم. خسته نباشم!!
*جمعه شانزدهم دی ماه هزار و چهارصد و یک. عصر رفتیم آب تصفیه خریدیم. حلوای زرد و حلیم هم خریدیم.
*یکشنبه هجدهم دی ماه هزار و چهارصد و یک. ساعت هشت صبح. بچه ها خواب. هوا آفتابی. نهار شوید پلو داریم. من هنوز صبحانه نخوردم.
*دوشنبه نوزدهم دی ماه هزار و چهارصد و یک. ساعت هشت شب. برای شام کشک و بادمجان درست کردم. صبح رفتیم خیابان طالقانی. بارانی خریدم.
...............
دارم جدول حل میکنم. شرح رو میخونم: ماده اولیه قشنگ سازی!! با خودم میگم جوابش میشه یکی از لوازم آرایش دیگه. ولی آخه جواب پنج حرفیه. رژ لب چهار حرفه. ریمل هم همینطور. سایه هم همینطور. خلاصه عینکم رو که جابجا میکنم، میبینم نوشته: ماده اولیه فشنگ سازی
جوابش هم میشه باروت![]()
شرح رو میخونم: نویسنده پررو یی!!! با نامِ ماریوس وارگاس. با خودم میگم واه واه چه طراح جدول بی ادبی
یه نویسنده هرچقدر هم که نویسنده توانایی نباشه، بازم باید احترامش رو نگه داشت، نباید بهش گفت پر روو
عینک جابجا میشه و میخونم: نویسنده "پرو" یی با نام ماریوس وارگاس
.. قیافه بنده کماکان ===> ![]()
![]()
شرح رو میخونم: پیشی! گیر نَده ![]()
با خودم میگم طراح جدول دیگه رسماً دیوانه شده! آخه اینم شد شرح جدول؟ پیشی، گیر نده؟؟ دوباره روی شرح تمرکز میکنم
و شرح رو میخونم: پیشی گیرَنده (یعنی کسی که سبقت میگیره) جوابش میشه "بادر" ..
به نظر من شما هم حتماً یه بخشی از اوقات فراغتتون رو اختصاص بدین برای حل جدول، خیلییییییی به معلومات آدم اضافه میکنه. بخدااااا![]()
جنگ فقط آدم نمیکشد،