* این کلیپ های آشپزی رو دیدین وقتی مواد رو آماده میکنه، میگه خوب حالا یه نیم ساعتی به مواد استراحت بدین؟ یعنی آرزو به دلم موند یه بار بگه: خوب حالا یه نیم ساعتی به آشپز بینوا استراحت بدین! والا بخدا !
* دیدین وقتی دیگ آش خیلی پٌر و لبریز باشه، وقتی آش رو هم میزنی میپاشه بیرون و گاز و دور و برش رو کثیف میکنه؟ آدما هم همینن. وقتی خیلی لبریز باشن نباید همِشون زد، میپاشن به اطراف و محیط اطرافشون رو با حال بد آلوده میکنن ... آدما همیشه باید یه فضای خالی درونشون داشته باشن ... برای تاب آوردن .. برای هم زدن های احتمالی که خدا رو شکر کم هم نیستن این روزا ...برای سر نرفتن و برای آلوده نکردن محیط اطرافشون ...
* یه خاله دارم عاشق ته دیگه .. البته کیه که عاشق ته دیگ نباشه؟ اما این خاله جانِ من، دیواااانه ته دیگه .. هر وقت برنج درست میکنه دو لایه نون میندازه کف قابلمه، که دو لایه ته دیگ درست بشه، لایه زیری سرخ تر و برشته تره و لایه بالایی روشن تر، اما بهرحال ته دیگه دیگه ( ته دیگ است دیگر!) ... ما بهش میگیم: ایکی قَت گازماخ.. یعنی ته دیگ دولایه .. کاش آدما هم دو لایه اعصاب داشتن .. ایکی قت اعصاب .... اعصاب دو لایه ... باید پیشنهادش رو به خدا بدم ...
* چرا به سبزی خوردن میگیم سبزی خوردن؟ مگه سبزی های دیگه رو چیکار میکنیم؟ جز اینکه میخوریمشون؟
* شنیدم خارجی ها به کوکو سیب زمینی میگن: where is where is apple earth y
(دانش انگلیسی خود را با ما ارتقاء دهید، جلسه اول رایگان، هزینه شو میکشیم رو جلسات بعدی)
* لطفاٌ هر کی میخواد واسه من دعا کنه، بجای اینکه بگه خدا یک در دنیا صد در آخرت بهت پاداش بده، بگه خدا صد در دنیا یک در آخرت بهت پاداش بده .. صدش رو الان لازم دارم .. یک ِ آخرت رو نداد هم نداد... صد ِ نقد به از یک ِ نسیه.. تازه خود آقوی خیّام هم که من مخلصشم دربست، گفته:
از جملهٔ رفتگان این راه دراز / بازآمده کیست تا به ما گوید راز؟
* امروز نهار خورشت بامیه داریم، تندددد و تیزززز .. برای ثبت در تاریخ نوشتم ... دیروز نهم شهریور سالروز نامزدی ما بود .. اون سال نهم شهریور میلاد امام رضا بود .. پیدا کنید پرتقال فروش را ... دیروز یهو یادم اومد به این تاریخ، با کلی شوق و ذوق و نیش تا بناگوش باز، به همسر جان میگم عـــــه امروز سالروز نامزدیمونه هاااا ... میگه جدی؟ یادم نیست!!! میگم چییییی؟؟؟؟ نااااامزدیمون یاااااادت نیسسسست؟ میگه نه بابا، اونو که یادمه، تاریخش یادم نبود (بازم خدا رو شکر که نامزدی رو یادشه، نمیگه خانوم شما تو خونه من چیکار میکنی من خودم زن دارم ... از این ستون به اون ستون فرجه)
یعنی فقط خداااا رحمش کرد .. داشتم میرفتم مهریه مو اجرا کنم (همون دیگه، بذارم اجرا)
دوستی کامنت داده بود: دلم واسه ورژن قدیمی نگین بانو تنگ شده، همون نگین شاد و خندون و پر انرژی ..
چشم، اینم اون ورژن قدیمی نگین بانو :)
همه در تلاشند که بشریت را عوض کنند