تبليغاتX
نگیــــن شیـــــــــراز
 
نگیــــن شیـــــــــراز
 
 
از آن شادم که در هنگامه درد ... غمی شیرین دلم را می نوازد
 

سنسيزله ميشم ...
دلم هوای  "تو"  را کرده است ...

باخ گؤلوم ... گلدي بهار ... آشدي بولاغلار گوزوؤنو ...
نگاه کن گل من ... ببین بهار آمده است ... و چشمه ها چشم هایشان را باز کرده اند ...

ياريمين آمّا بوو گؤز ياشلاري باغلار گؤزوونو ...
اما این  اشک چشمان یارم ، اجازه دیدن به او نمیدهد  ....

قورخورام سنسيز اؤله م آغلياسان آرخام جا ...
 می ترسم دور از تو بمیرم و تو پشت سرم گریه کنی ....

آخي اؤلسه م ، مئلئكيم ، كيم سيلئر آغلار گؤزوونو ؟
آخر اگر من بمیرم ، فرشته ی من  ، چه کسی اشکهای تو را پاک خواهد کرد ؟

نئقدر گؤينه میشم ... نئقدر سيزلامشام ... نئجه یالقیزلامشام ...  آه ... نئجه يالقيزلامشام
چقدر درد کشیده ام ... چقدر ناله کرده ام ... ببین که چگونه تنها مانده ام ... آه ... ببین که چگونه تنها مانده ام ... 

بو كؤنول دفتريمه دردي كئدر يازدي فلك ...
در دفتر خاطرم دست فلک تنها درد و غم  نوشت ...

بو غريب طالعيمه گؤر كي نئلئر يازدي فلك ...
ببین در این طالع غریبم چه ها نوشت دست فلک ...

نئله ايم ؟ من آخي سنسيزليگه اؤرشمه ميشم ...
چه کنم؟ آخر من بی تو ماندن را یاد نگرفته ام ... 

منه غربتده كئچن عمري هدر يازدي فلك ...
عمری را که در غریبی گذراندم فلک به یغما داد  ....

آه ... نئقدر گؤينه ميشم ...گؤز ياشيم گيزله ميشم .. نئجه سنسیزله میشم ... یار .. نئجه سنسيزله ميشم ...
آه چقدر درد کشیده ام ... چقدر اشک چشم هایم را پنهان کرده ام ... چقدر دلم هوای تو را کرده است ... یار ... چقدر دلم هوای تو را کرده است ...

.....

این ترانه زیبا را می توانید از اینجا دانلود کنید ...

با تشکّر فراوان از دوست خوبم ، پونی عزیز ، برای کمک در ترجمه و نگارش این ترانه زیباي آذري ...

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 0:55  توسط نگیــن شیــــراز  | 

آقا بدبخت شدم !

یعنی رسماً بدبخت شدما !

آقا امروز صبح ساعت ۹ تلفن زنگ زد و خواهر شوهر گرامي كه عمرشان فزون باد ، با خنده و شادي فراوان خبر دادن كه عروس گلشون همين نيم ساعت قبل فارغ شدن و خداي مهربون يه دختر كوچولوي ناز و ملوس بهشون هديه كرده ...

البته قرار بود کوچولوشون سوم آذر بدنیا بیاد ...

اما از اونجاییکه فکر کرده بود توی این دنیا حلوا با یه سیخ گوجه اضافه پخش میکنن سه روز تعجیل کرده بود !

آقا ما به شدت سورپرايز شديم و بسي مشعوف شديم و تلفنی به مامان بزرگهای نوزاد و پدر نوزاد تبریک گفتیم و چشم روشني داديم و خدا رو شكر كرديم كه روزمون با خبر به اين خوبي شروع شد و تصمیم گرفتیم ساعت سه بعد از ظهر که علی رو از کلاس میاریم خونه ، بریم بیمارستان براي ملاقات ...

خاك به سرم ! آخه نميدونين كه ! بدبخت شدم !

آقا وقتی رفتم دنبال علی ، دیدم هنوز چند دقیقه مونده به تعطیل شدنش ...

همینطور که توی ماشین منتظر نشسته بودم يهو به فكرم رسيد یه اس ام اس به عزیزی بزنم ...

عزيز نازنيني كه خيلي دوست داره صاحب فرزند بشه و خيلي خيلي خاطرش برام عزيزه ...

آقا صفحه رو باز کردم و نوشتم :

" سلام عزیز دلم ... دارم میرم ملاقات عروس خواهر شوهرم که امروز فارغ شده ... ایشالا روزی تو باشه گل قشنگم ... ميبوسمت "  

و اسم اون عزیز رو از لیست اسامي انتخاب کردم و .......... اس ام اس رو ارسال کردم ...

آقا چشمتون روز بد نبینه ! بعد از چند ثانیه یه بوق کوچولو زد که :

delivered saeed !!!!!

جاااااااااانم ؟ سععععععععععيد ؟ چی چی رو دلیورد سعید ؟ سعيد ديگه كيه ؟ بابا من زده بودم سعيده !!

واااااااااااااي .. خاك به سرم ! خاك به سرم !

زیاد طول نکشید كه متوجه شدم اسم رو اشتباهي به جاي سعيده ، سعيد انتخاب كردم بسكه عجله داشتم !

ای دلیورد به قبر بابای اونیکه اس ام اس رو اختراع کرد !!

ای دلیورد به آرامگاه خانوادگیتون !

حالا سعيد كيه ؟ خاك به سرم ! عرض ميكنم خدمتتون !

سعيد خان يكي از فاميلهاي نزديكمونه كه تقريبا هم سن و سال خودمه و دانشگاه تدريس ميكنه و دو تا پسر دسته گل هم داره و من هر وقت برگه آزمايشي مال مامان يا بابا رو ميگيرم و سوالي برام پيش مياد قبل از اينكه ببرم پيش پزشك ، بهش زنگ ميزنم و ميپرسم كه مثلا اين مورد يعني چي ...

ايشون هم با صبر و حوصله فراوون توضيح ميده برام و ميگه نگران نباش چيز مهمي نيست ...

نه ... آخه خدا وكيلي شما يه بار ديگه متن اس ام اس رو بخونين !

"دارم ميرم ملاقات عروس خواهر شوهرم كه امروز فارغ شده .. ايشالا روزي تو باشه گل قشنگم " !!!!!

خاك به سرم ! خاك به سرم !

هنوز سعيد خان پاسخي به اس ام اس من نداده !

يا امام حسين ! نرسيده باشه !

يا امام رضا دخيل ! نرسيده باشه !

يا شاهچراغ كنيزتم ! نرسيده باشه !

.........

پ.ن : خاك به سرم !!

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 23:20  توسط نگیــن شیــــراز  | 
 
  بالا